شيرزاد عبداللهی
رانتخوارانی که کارشان در اداره يا ارگانی به بنبست خورده ويا در جستجوی نقدينگی بیدروپيکرند، بو میکشند با راهنمايی واسطههای موجه روانه خيابان نفت شمالی کوچه نهم پلاک 56 میشوند تا گره از کار فروبسته خود بگشايند. سرمايه چند صد ميلياردی، مديران غيرمتخصص که با رانت سياسی به مديريت دست يافتهاند، فقدان سازوکاریبرای نظارت اعضای پر شمار صندوق ونبود ضوابط ومقررات شفاف برای انجام معاملات، صندوق ذخيره فرهنگيان را به هدفی آسان برای کارچاقکنها، دلالان حرفهای ورانتخواران وزمينخواران تبديل کرده است. نمايندگان اصولگرای مجلس از وقتی که دوستان وهمفکرانشان در دفتر مرکزی موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان مستقر شدهاند، وظيفه نظارتی خود را از ياد بردهاند. حاجی بابايی، رييس فراكسيون فرهنگيان مجلس، ديگر نگران اين ضايعه نيست که چرا در هيات مديره صندوق حتی يک معلم حضور ندارد وراهيافته بوشهر به مجلس مثل سال 84 ديگربه خاطر صندوق بر سر وزير فرياد نمیزند.
حوادث جالبی در صندوق اتفاق میافتد که اخبار آن هرگز به صورت رسمی منتشر نمیشود. زمستان گذشته فرد موقری که از سوی اشخاص موجهی توصيه شده بود از پلههای ساختمان قديمی خيابان نفت بالا رفت با آقای (ر) نشست. چای وبيسکويت خورد واز گرانی قيمت سيبزمينی ناليد. روزهای بعد هم آمد واز سيبزمِنی گفت واينکه الان بهترين فرصت است برای وارد کردن سيب زمينی از پاکستان. آنقدر گفت وگفت که واردات سيبزمينی شد مساله اصلی گردانندگان صندوق. اوتضمين کرد که واردات سيبزمينی از پاکستان دست کم 50 در صد سود دارد. با عجله قراردادی نوشتند تا فرصت از دست نرود. آن مرد موقر وسفارش شده 5 ميليارد تومان پول نقد گرفت که از پاکستان سيبزمينی وارد کند و50 درصد به صندوق سود خالص تضمينی بدهد. آن مرد در باران رفت و در مه گم شد. شايد در رود سند غرق شد. شايد هم هرگز از تهران خارج نشد. آن مرد هرگز باز نگشت و آن قرارداد بايگانی شد. مرد موقر وسفارش شده پول صندوق را خورد و رفت. صندوق نقدينگی دارد ودر همه قراردادها آورده او پول نقد است. اين پولی است که ماهانه ازحقوق 850 هزار معلم عضو صندوق کسر میشود. رانتخواران به اين پول چشم طمع دارند واز در وپنجره وارد میشوند.
خبرخوش
آموزش وپرورش اصفهان خبراحداث 1000 واحد مسکونی در محله سروستان (سی8) از برزن 3 شهر جديد پولاد شهراصفهان را اعلام واز فرهنگيان دعوت کرده که در اين پروژه ثبتنام کنند. شرايط ثبتنام جذاب است: متری 295000 تومان، البته علیالحساب! دراطلاعيهای که تحت عنوان فراخوان ويژه فرهنگيان منتشر شده، اين پروژه « در راستای تحقق اهداف دولت خدمتگزار وعدالتخواه واجرايی نمودن تفاهم نامههای وزرای آموزش وپرورش ومسکن وشهرسازی» معرفی میشود.
جالب اينکه در تبليغات پروژه هيچ اشارهای به نام وسرمايه صندوق ذخيره فرهنگيان نشده است وتلاش بر اين است که آن را به دروغ يک پروژه رفاهی دولتی معرفی کنند. در اين اطلاعيه يک کتمان حقيقت وجود دارد ويک دروغ آشکار. به راستی دليل اين عدم شفافيت چيست؟ آنچه که در خصوص پروژه پولادشهر اعلام شده، تنها بخشی کوچک و آرايش شده از واقعيتی است که با دقت از چشم سهامداران صندوق پنهان نگه داشته میشود.295هزار تومان البته قيمت مناسبی است اما فراموش نکنيم اين قيمت علیالحساب است وبعدا تعديل میشود و ديگر اينکه کار را سالها طول میدهند ومعلمان را جان به سر میکنند ومهمتراينکه اگر منافع شرکت واسطه حذف شود، قيمتها ارزانتر میشود. پرسش اين است چرا با واسطه؟
به کام واسطهها
داستان از اين قرار است که شرکت ساختمانی راهسرايران به نمايندگی آقای محمد حسين اتحاد که در اين نوشتار آن را تنها «شرکت واسطه» میناميم، در سال 83 با شرکت عمران شهر جديد پولادشهر(وزارت مسکن) قراردادی در قالب عقد مشارکت منعقد کرد. به موجب آن، قطعه زمينی به مساحت 18 هکتار در شهر جديد پولادشهر به شريک واگذار شد تا در آن 1284 واحد مسکونی به متراژ141000متر مربع احداث کند. در اين قرارداد آورده شرکت عمران پولادشهر زمين دولتی به مساحت ذکر شده وآورده شريک 14 ميليارد وهشتصد ميليون تومان پيشبينی شده بود.
مطابق مدل اينگونه قراردادها شريک اين مبلغ که همان بهای زمين است را پرداخت نکرد وبه جای آن قرار شد که پس از تکميل پروژه، 16 در صد از واحدهای ساخته شده را به وزارت مسکن (شرکت عمران پولادشهر) واگذار نمايد و84 درصد واحدها را طبق ضوابط وزارت مسکن به افراد بدون مسکن معرفی شده از سوی سازمان مسکن بفروشد. به اين ترتيب، اين شرکت 18 هکتار زمين را بدون پرداخت يک ريال تصاحب کرد. هدف از ارائه اين گونه تسهيلات، توليد مسکن ارزان قيمت برای مردم بود اما واسطه ها ورانت جويان تفسير خود را از مقررات دارند.ومعمولا چنين لقمه های بزرگی نصيب دلالان می شود.
در اين قرارداد شريک موظف به اجرای صد درصد قرارداد طبق زمانبندی مشخص 48 ماهه بود. تاخير وتوقف غيرمجاز نبايد از يک چهارم اين زمان (يک سال) تجاوز می کرد ودر صورت تخلف شريک، وزارت مسکن بايد از شريک خلع يد کرده وراسا اجرای پروژه را عهده دار می شد ويا شريک ديگری انتخاب مي کرد. شرکت واسط که ظاهرا پولی در بساط نداشت ، پس از تاخيری 3 ساله وتخلف اشکار ازمفاد قرارداد ،از طريق رابط های موجه سراغ صندوق ذخيره فرهنگيان امد. نشستند وخاطرات خوش گذشته را مرور کردند وسرانجام قراردادی را که قانونا لغو شده به شرکت تامين مسکن فرهنگيان که از شرکت های زيرمجموعه صندوق است واگذارشد. در واقع نقدينگی بی حساب وکتاب صندوق فرصتی طلايی برای دوستان خلق کرد.
آنها چند برگ کاغذ باطله را به بهای گزافی فروختند.وکلا نشستند وچهار چوب حقوقی معامله را ترسيم کردند. به دليل اينکه شرکت حق واگذاری پروژه را ندارد، به طور صوری در قالب پيش فروش هزار واحد مسکونی قرار داد را نوشتند. قرار است شرکت تامين مسکن وابسته به صندوق ، خود مديريت پروژه را به عهده گرفته واجرای ان را به پيمانکاران دست دوم از جمله همان شرکت واسطه ومفلس محول کند.نکته جالب اينکه مبلغ 14ميليارد تومان اورده شريک در قرار دا د سال 83 ، توسط شرکت واسط به بيش از 42 ميليارد تومان به صندوق فروخته شده است وبه گفته افراد مطلع شرکت واسطه بدون اينکه يک ريال پرداخت کند ويا کلنگی به زمين بزند با محاسبه تورم بهای زمين، ازقبل اين قرارداد به رانتی در حدود 10 ميليارد تومان دست يافته است.
ممکن است مديران صندوق چنين فرضيه ای را رد وادعا کنند که شرکت واسط در پی سود نبوده وبه خاطر کمک به فرهنگيان عزيز فداکاری کرده است. اما اين سوال بدون پاسخ می ماند که چرا صندوق به جای خريد از واسطه مستقيما از سازمان مسکن وشرکت عمران خريد نکرده و معامله با واسطه واجد چه مزيتی بوده است ؟ در حالی که واگذار کننده اصلی زمين يک سازمان دولتی است خريد با واسطه از شرکت عمران پولادشهر معنايی جز کمک به شرکت واسطه ندارد. در محافل خصوصی تردر توجيه اين رانت خواری علنی، ادعا شده که اين مبلغ را در امور خيری مانند انتخابات هزينه خواهند
تفاهم نامهای که از ياد رفت
در اطلاعيه رنگی که در مدارس اصفهان توزيع شد،اين پروژه اقدامی در جهت اجرائی نمودن تفاهم نامه های وزيران اموزش وپرورش ومسکن وشهر سازی قلمداد شده است. در حالی که انچه مديران صندوق طبق قرارداد انجام داده اند پيش خريد 1000 واحد اپارتمان ودر واقع خريد يک امتياز سوخته از يک شرکت واسطه سهامی خاص است. اين يک قرارداد خصوصی است وربطی به توافق نامه دو وزيردر خصوص مسکن فرهنگيان ندارد. دليل اين دوگانگی در حرف وعمل چيست؟ آيا قصد اين بوده که کيفيت معامله از چشم اعضای صندوق پنهان بماند؟ ايا هيات امنا در جريان انجام چنين معاملاتی قرار گرفته اند؟ آنها که قانونا حافظ منافع اعضا هستندو نقش مجمع عمومی را دارند چگونه به انعقاد اين قرار داد پر ابهام رضايت داده اند. اگر هدف خانه دار کردن معلمان است چرا مسولان صندوق ويا رفاه وتعاون مستقيما به وزارت مسکن نرفته وقرار داد دست اول طبق تفاهم نامه فی مابين وزرا نبسته اند؟حضور شرکت واسطه در اينجا چه توجيهی دارد؟ جز اينکه در اين ميان حداقل ده ميليارد تومان از پول ذخيره فرهنگيان به جيب واسطه رفته است؟
وزارت مسکن نيز نامتعارف عمل کرده است. شرکت عمران پولادشهر بايد براساس متن قرار داد، به دليل تاخير شريک در شروع پروژه بعد از يک سال يعنی در سال 84 از شرکت واسطه خلع يد می کرد. دليل مسامحه چه بوده است؟ درحالی که واگذاری پروژه به غيراز سوی شريک طبق قرارداد ممنوع است به چه دليل شرکت عمران پولادشهر و وزارت مسکن چشم خود را در مقابل تخلف يک شرکت واسطه بسته اند ودر مقابل رانت خواری اشکار سکوت کرده اند؟ عادلانه وقانونی اين بود که از شرکت راهسر به دليل تخلف از قرارداد، خلع يد وقرارداد با همان شرايط به صندوق ذخيره معلمان واگذار می شد.
مدير عامل شرکت عمران پولادشهر تازه سر فرهنگيان منت گذاشته وطی نامه ای دليل موافقت خود را با اين معامله صوری که در واقع فروش امتيازدولتی است را مساعدت به جامعه فرهنگيان در امر خانه دار شدن اعلام کرده است .ايا واقعا راه بهتری برای مساعدت وجود نداشت وبهتر نبود بدون واسطه به جامعه فرهنگيان زمين واگذار می کردند؟ مديران صندوق با چه توجيهی به اين رانت خواری رضا داده اند؟ ايا اين بخشش از سرمايه واندوخته معلمان توجيه قانونی واخلاقی دارد؟
بوی کباب صندوق
صندوق ذخيره ائين نامه معاملات ندارد. رعايت تشريفات معاملات مانند برگزاری مناقصه در خريد ومزايده در فروش برای صندوق الزامی نيست .سقف ريالی معاملاتی که توسط تصميمات عادی هيات مديره انجام می شود، معين نشده است. ظاهرا در اين موارد دست مديران کاملا باز است ومعاملات چندين ميلياردی صرفا با تشکيل جلسات محدود وبررسي های سطحی وتصميمات فردی ودخالت مستقيم وغير مستقيم افراد غير ذيربط وبا نفوذ صورت می گيرد وهمين امراافراد فرصت طلب ورانت خوار را به طمع می اندازد که پشت تابلو صندوق واز کيسه معلمان منافع غيرقانونی وباداورده خود را تامين کنند به اين ترتيب زمينه مناسبی برای بروز فساد در اطراف صندوق شکل می گيرد.
نمونه انجام چنين معاملاتی در گذشته مشارکت صندوق در خريد زمين مساله دار برج های دوقلوی خيابان ايران زمين شهرک غرب، در دوره مديريت عمادالدين قاضوی ودر زمان حال پروژه پولاد شهر وزمين پر مساله شمال زندان قصرتحت عنوان پروژه پرشين سنتر(شهيد فلاحي سابق )است که داستان ان هيجان انگيز تر از قضيه پولادشهر است.به گفته بعضی منابع صندوق پشت اين معامله به ارزش 320 ميليارد تومان اراده قوی سياسی وانتخاباتی وجود دارد واقای(م.ب)از مجلس ويک مقام ارشد اقتصادی در دولت از مشوقان انجام اين معامله هستند. موسسه مالی واعتباری انصار المجاهدين نيز به توصيه قرار بود که وارد اين پروژه شود اما با برکناری رهنما مدير عامل، اين موسسه از اين پروژه کناره گيری کرد. رهنما بعد از برکناری به عنوان مشاور ارشد در صندوق ذخيره فرهنگيان به کار گرفته شد. از سويی شهرداری تهران نيز درقبال اخذ امتيازاتی در بانک سرمايه به طور اصولی موافقت می کند که کاربری حدود 700 واحد مسکونی پروژه پرشين سنتر را به تجاری واداری تغيير دهد برخی ورود شهرداری به اين ماجرا را دامی برای قاليباف می دانند. بانک صادرات نيز برای پروژه ای که هنوز پروانه ان صادر نشده تعهد پرداخت 50 ميليارد تومان کرده است. جزئيات اين قرارداد واخرين تحولات ان در اينده نزديک منتشر خواهد شد .
به نام فرهنگيان
اعضای صندوق نه تنها هيچ نقشی در تصميم گيری ها ندارند بلکه اصلا از کم وکيف معاملات 40 تا 200 ميلياردی که اين روزها انجام می گيرد اطلاعی ندارند. مديران صندوق حتی اطلاعات اوليه وکلی را هم از معلمان دريغ می دارند.به عنوان نمونه در اطلاعيه پروژه پولادشهر نامی از طرفين معامله وشرايط انجام ان نيامده است و همه کارها با چراغ خاموش واطلاعات بعضا غلط پيش می رود . در پروژه پرشين سنتر هم اعضای صندوق نامحرمند.
هيات امنای صندوق متشکل از وزير وبرخی معاونان وزارت وچند اقتصاد دان که نقش مجمع عمومی را ايفا می کنند معمولا به دليل مشغله کاری وروش های مديريتی غير سيستماتيک وتکيه براعتمادهای فردی، جايگاهی تشريفاتی در تصميم گيری ها دارند. زيان های چند ميلياردی صندوق در چنين معاملاتی هم به دليل تورم در بخش مسکن بعد از مدت کوتاهی خنثی می شود ومديران می توانند حتی به اين معاملات افتخار کنند.
در چنين فضايی معاملات چند ده ميلياردی با چند گفت وگوی تلفنی و تشست دوستانه و دخالت واسطه هايی که هميشه حضور دارند،بدون دغدغه امضا می شوند .نقدينگی صندوق وروش های انجام معاملات بوی کبابی است که اشتهای خيلی ها را تحريک می کند ومعلمان غريبه های اشنايی هستند که نامشان فقط به درد تبليغات می خورد.
